حسن حسن زاده آملى
357
هزار و يك كلمه (فارسى)
بيت پنجاه و نهم قصيده : ابروى طاقت چراست جفت زره از گره * لاله لعلت ز چيست رخ همه چين در سفن اين بيت گويا در محل الم امام است كه از زهر قهر ايّام بر جبين مبارك ايشان چين ظاهر گشته ، كه مىفرمايد : ابروى طاق تو چرا از گره الم با زره به هم جفت گشت و از جفت اينجا غرض مثلست كه جفت هر چيز از مثل او مىباشد . ديگر مىگويد لالهء لعل تو بر رخ چرا شكنهاى محنت ظاهر ساخت ، با آنكه سفينه بودى جهت نجات مسلمانان ، كه از سفن غرضش جمع سفينه است كه حديث « مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجا و من تخلّف عنها هلك » دليل آن است ، يعنى اهلبيت من همچو سفينهء نوحند كه هركه پناه بديشان نبرد در غرقاب ضلالت هلاك شود و ساحل نجات نيابد . هر آينه معنى بيت آن شد كه ابروى طاق تو چرا با گره چون زره جفت و همدم بود ، و لاله رخسار تو چرا چون آب چين پيدا كرد با آنكه وجود تو سفينه بود بهر نجات مؤمنان . بيت شصتم قصيده : نيست ازل را به حكم بىتو روان هيچ حكم * نيست ابد را بقطع بىتو روان هيچ فن در اين بيت ازل و ابد را صفات و بيان مىكند كه ما بين مردم مثالى هست كه مىگويند : فلان كار بحكمى اين نوع است ، يعنى لازم كرده شده ، و حكم كه در اوّل مصراع واقع گشته بر آن منوال است كه مىفرمايد : نيست ازل را به حكم بىتو روان هيچ حكم ، يعنى حكم وى به حكم تو وابسته است . ديگر مىفرمايد نيست ابد را بقطع بىتو روان هيچ فن ، يعنى روز آخر به قطع تعلقات كه در وقت وفات همه كس را دست مىدهد آن نيز بىفنون تو نيست ، و نوك قلم قضا بىمضمون رأى او نى . تا فضلا را چه به خاطر رسد .